ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
196
قصص الانبياء ( فارسى )
مر شما را بخدايى او و حجّت او ؟ آن ملعون سگ بل كم از سگ كيدى « 1 » و بهانهء مىساخت ] b 98 [ تا از آنجا بازگردد ، چه دانست كه بوى چه خواهد رسيد چون بدان آب در شود . ملك تعالى جبريل را عليه السّلم بفرستاد بر اسبى ماديان تا بلب دريا آمد و فرعون بر اسبى كشنى « 2 » نشسته بود . جبريل مر آن ماديان را پيش او براند . اسب فرعون بوى ماديان يافت خويشتن را در افكند و آهنگ دريا كرد . فرعون چون ديد كه سوارى پيش ازو در رفت پنداشت كه يكى از سرهنگان اوست ، و فرعون نيز آهنگ رفتن كرد و از پس آن ماديان مىشتافت تا به دو رسد . قصهء چهل و ششم غرقه شدن فرعون در قصّه چنانست كه ملك تعالى چهارصد فريشته بفرستاد همه بر صورة سرهنگان وى ، تا از پس قفاى لشكر درآمدند و بانگ مىكردند كه : ادركوا الملك حتى تلحقوا بعدوّكم . تا جملهء لشكر قبطيان درآمد . چنان كه در قصّه آمده است كه اولين سوار از لشكر فرعون بكرانهء دريا خواست بيرون آمدن و آخرين سوار از لشكر فرعون پاى در دريا نهاده بود كه آب درآمد و آن طاقها بر هم زد و همه لشكر فرعون با فرعون و قبطيان همه غرق شدند . موسى عليه السّلم با بنى اسرايل از آب دريا دو فرسنگ رفته بودند كه آن بانگ و فزع بشنيدند . موسى عليه السّلم بر بالايى شد و بيستاد ، و بنى اسرايل را بفرمود تا گرد آمدند و خطبه كرد ، و ملك تعالى را ثنا كرد و شكر
--> ( 1 ) - بلكه كمتر از سگ مىگويد كه اين آب از هيبت او چنين شد . آن ملعون كيدى ( 2 ) - كشن